Justice


نه عادلانه نه زیبا بود جهان پیش از آنکه ما به صحنه برآییم.به عدل دست نایافته اندیشیدیم و زیبایی در وجود آمد. شاملو


آرشیو وبلاگ
تماس با نویسنده


لینک دوستان
What is the freehug?
CINEMAAZAD
بی خوابی
جایی برای پاهای دراز من
دلبستگی
يادداشت آزاد
روسپيگری
مسيح علي نژاد
پیامبری از رمادی
سخنان ناگفته من
له کده
روانپريش
اتاق تمام فلزی
ويارهای پسری آبستن
بازی آخر
يه امردادی از آفتاب
غم خاطره
همه سخت گيری های من
A Small Good Thing
ليمو بانو
دروغ
یادداشت های یک حشره
وغ وغ ساهاب
مکتوب
کام تلخ
تازه وارد قدیمی
خورشید بانو
آن شیخ راست کرده
قصه های عامه پسند
stripped off
logs
تغییر برای برابری
نیما دهقانی
مینیمال های من
قاووت
Enough is not Enough
DESERTER
پشم الدین
Ranitidine
دیفال مستراح
وصله ی ناجور
خود خودم
دومینو
ِDead Man
F.u.c.k.ing Wasted
کدئین
مملکته داریم؟
کوتلاس
آک
پریود مغزی

آرشیو
اسفند ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦


آمار و خروجی وبلاگ
  rss 2.0  



لوگوی دوستان
وبلاگ فارسی

آن روزهای سالم سرشار

هوای نمناک پاییزی.هوا تازه تاریک شده، در رو باز می کنی و با موهای پریشون و لباس های خیس پاتو می زاری تو خونه.دو تایی داد می زنیم که: هوی الاغ کفشات گِلیه، نیا تو.می گی: خفه شین یخ زدم و در رو محکم با پات می بندی.لپ ها و نوک دماغت قرمز شده و مدام آب دماغتو بالا می کشی، نمی دونم آب دماغته که با دست پاک می کنی یا خیسیه بارونه.من لم دادم رو زمین و دارم نگاهت می کنم،کتابو می بندم و می زارم کنار که حواسم بیشتر بهت باشه. چقدر دوست دارم تماشات کنم وقتی که داری بند پوتین هاتو باز می کنی و به سختی مواظبی که جایی رو  گِلی نکنی.تماشای اومدنت.همه هستیم، هرسه. یه پاتو گذاشتی رو زانوی اون یکی پات و مدام تلو تلو می خوری تا بندها باز بشه.دلت می خواد زودتر از بندهای کفشت خلاص بشی و خودتو بچسبونی به بخاری.یه کیسه دستته پر از خوراکی.بهت می گم: باز رفتی آت و آشغال خریدی؟ می گی: تو نخور. لبخند می زنم و دهنمو می بندم.کفشاتو پرت می کنی رو مقوای گوشه دیوار، همونی که بهش می گیم جا کفشی. می چسبی به بخاری.شعله بخاری خیلی زیاده، منتظرم بسوزی و جیغ بکشی. یک، دو ، سه... آی سوختم، چه داغ بود خاک بر سر.از بخاری فاصله می گیری، شروع می کنی به درآوردن لباسات.بدون اینکه بهمون نگاه کنی می گی: چطورین؟ می گم: خوبیم، منتظریم ببینیم شام چی می دی بهمون.می گی: کوفت.کیسه به دست می ری سمت آشپزخونه، موقعی که داری از جلوم رد می شی پامو یه کم می یارم بالا که بین پاهات گیر کنه و بخوری زمین.به زور رد می شی و بعد برمی گردی و یه لگد حوالم می کنی و با حرص می گی: یه کم آدم باش، راه دوری نمی ره.

صبح شده ولی هوا تاریکه، از بس که ابریه.زنگ موبایل رو خاموش می کنم و به زحمت می گم بچه ها پاشین. از زیر پتو می گی:همش تقصیر شماهاس، گفتم ساعت هشت کلاس نگیریما.پنج دقیقه دیگه می خوابیم.بالاخره به زور از جام پا می شم و از تخت می یام پایین.طبقه پایین خوابیدی و کلا رفتی زیر پتو.سرمای اتاق به تنم می شینه و می لرزم.دارم از کنار تخت رد می شم که دستتو از زیر پتو در می یاری و انگشتمو می گیری.می یام زیر پتوت.می ری کنار و دراز می کشم کنارت.پنج دقیقه دیگه می خوابیم...

توضیح:یه کم طولانی شد و شاید حوصله سر بر.می تونستم تا فردا صبح به نوشتن ادامه بدم ولی بهتون رحم کردم.

...



۱۸+

این پست رو فقط جهت اطلاع رسانی می نویسم. تا خانم ها و مخصوصا آقایون قدر خودشونو بیشتر بدونن.البته شاید هم از قبل بدونید ولی دوباره شنیدنش هم خالی از لطف نیست!

نرخ دیه بر طبق قانون مجازات اسلامی :

دیه بی.ضه چپ مرد مسلمان = ۶۴ شتر

دیه بی.ضه راست مرد مسلمان = ۳۶ شتر

دیه زن مسلمان = ۵۰ شتر

بنابراین: بی.ضه چپ + بی.ضه راست مرد مسلمان = دو زن مسلمان

چند تا نتیجه از این چند خط می شه گرفت : ۱- قیمت اندام های مرد مسلمان (مخصوصا اندام های خاص) با مرد غیر مسلمان فرق داره! ۲- قیمت یک زن مسلمان از بی.ضه چپ یک مرد مسلمان کمتر و از بی.ضه راست همان مرد بیشتره!! ۳- از همین امروز تمرین کنید که چپ پا بشین، چون اگر یه روزی خواستین در دفاع از خودتون ضربه ای به یک مرد (از نوع مسلمان) وارد کنید راست پا بودن اصلا به صرفه نیست !!!

پ ن ۱: نرخ های دیه رو از زبان هادی خرسندی تو برنامه دیشب صدای آمریکا شنیدم.

پ ن۲: دوست دارم اگه کسی کوچکترین توضیح یا توجیهی بر این مهملات داره بگه.

...



فرزند صالح

  Click for Full Size View

حتما نباید آدم اسمش مریم باشه تا بتونه یه بچه بی پدر به دنیا بیاره.من شخصا یه بچه زاییدم که بابا نداشت. روزی که فهمیدم حامله م سعی کردم خیلی منطقی با قضیه برخورد کنم. از روز اول به این فکر کردم که کجا باید بچمو به دنیا بیارم و چه جوری باید بزرگش کنم. خلاصه یه جایی پیدا کردم که به نظر مطمئن می یومد(البته بعدا یه جورایی گندش در اومد). تو دوران حاملگی نذاشتم کسی از قضیه بویی ببره. ولی بعد از اینکه بچه م به دنیا اومد خودم به چند نفر از دوستام گفتم.آخه احساس می کردم به کمکشون احتیاج دارم. اونایی که رو کمکشون حساب کرده بودم برام کاری نکردن، ولی بعد از تولد بچه م چند نفر از اونایی که فکرشم نمی کردم حسابی زیر پر و بالمو گرفتن.

با بزرگ شدن بچه م و گذشت زمان، روز به روز تعداد افراد دور و برم بیشتر شد. الان یک سال از اون روز می گذره. یک سال زمان زیادی نیست، ولی تو همین زمان کوتاه بچه م خیلی تغییر کرده. همیشه شنیده بودم بچه تا بزرگ بشه هزار جور چهره عوض می کنه ولی باور نداشتم.

معمولا مامانا دوست دارن جشن تولد یک سالگی بچه شون رو خیلی پر زرق و برق برگزار کنن.ولی من فقط می خوام تشکر کنم از همه اونایی که تو این مدت، دستی به سر و گوش بچه م کشیدن، تشویقش کردن، از روی خیرخواهی تنبیه یا توبیخش کردن و در نهایت اگه نبودن شاید من نمی تونستم تا حالا از پسش بر بیام.

پی نوشت: تولد یک سالگی وبلاگم مبارک :) 

...



خواب نوشین

           TinyPic image

بچه ها از بالا خبر دادن که تا چند دقیقه پیش تو حموم بوده ولی الان انگار تو اتاقه.اگه اینجوری باشه پس بیچاره بچه هایی که سری پیش اعزام شدن حتما همگی شهید شدن. تعدادشون هم خیلی زیاد بود. خیلی وقت بود دسته به این بزرگی اعزام نشده بود. آب تو حموم به کسی رحم نمی کنه لاکردار. اگه تو حموم بچکی با آب قاطی می شی و حسابت با کرام الکاتبینه... مقامات بالا گفتن امشب اعزامی زیاد داریم ،خدا به هممون رحم کنه. اتاق هم جای خوبی نیست، می چکی و می افتی رو زمین بعدم یا زیر پا له می شی یا بخار می شی می ری هوا ،اگرم نیفتی، قاطیه عرق روی صورت و گردن می شی ، مردمان بدی نیستن ولی خدا منو ببخشه خیلی بو می دن ... 

از همه بهتر بالشه. اگه رو بالش بچکی می ری لای تار و پود پارچه و بعد هم می رسی به یه جای گرم و نرم که پر از پره. اونجا دیگه جا و مکانت معلومه. یه جوری موندگار می شی که طرف هر وقت نگاهش به بالش بیفته یاد اشک هایی که روش ریخته می افته. فقط دعا کن یارو از این تیتیش مامانیا نباشه که اشکاشونو با دستمال پاک می کنن، چون اگه اینجوری باشه مستقیم می ری تو آشغال دونی...

پ ن1: پر اول را پُر و پر دوم را پَر بخوانید. 

پ ن2: من نمی دونستم تیتیش مامانی رو چه جوری می نویسن؟!

...