Justice


نه عادلانه نه زیبا بود جهان پیش از آنکه ما به صحنه برآییم.به عدل دست نایافته اندیشیدیم و زیبایی در وجود آمد. شاملو


آرشیو وبلاگ
تماس با نویسنده


لینک دوستان
What is the freehug?
CINEMAAZAD
بی خوابی
جایی برای پاهای دراز من
دلبستگی
يادداشت آزاد
روسپيگری
مسيح علي نژاد
پیامبری از رمادی
سخنان ناگفته من
له کده
روانپريش
اتاق تمام فلزی
ويارهای پسری آبستن
بازی آخر
يه امردادی از آفتاب
غم خاطره
همه سخت گيری های من
A Small Good Thing
ليمو بانو
دروغ
یادداشت های یک حشره
وغ وغ ساهاب
مکتوب
کام تلخ
تازه وارد قدیمی
خورشید بانو
آن شیخ راست کرده
قصه های عامه پسند
stripped off
logs
تغییر برای برابری
نیما دهقانی
مینیمال های من
قاووت
Enough is not Enough
DESERTER
پشم الدین
Ranitidine
دیفال مستراح
وصله ی ناجور
خود خودم
دومینو
ِDead Man
F.u.c.k.ing Wasted
کدئین
مملکته داریم؟
کوتلاس
آک
پریود مغزی
من اگه خدا بودم

آرشیو
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦


آمار و خروجی وبلاگ
  rss 2.0  



لوگوی دوستان
وبلاگ فارسی

من بهشت شما را نمی خواهم!

حتما تا حالا در مورد لایحه اعمال سهمیه بندی جنسیتی در پذیرش دانشجویان چیزهایی شنیده اید. البته در کشوری که کلمه زن در آن فیلتر است طرح چنین لایحه ای چندان دور از ذهن نیست. همچنین هنگامی که دانشگاه در تصور دختران راه گریز و در تصور پسران وقت تلف کردن باشد این اختلاف تعداد دانشجویان دختر و پسر کاملا طبیعی است.

این لایحه از جهت دیگر بیانگر ترس پنهانی است که از جنبش زنان در وجود آقایان افتاده است. ترس از چیست؟ از اینکه مبادا دختران ما به علت داشتن استقلال اقتصادی(که البته بدون اجازه پدر یا همسر ممکن نیست) رو در روی شوهران خود بایستند و سرخم نکنند؟ می ترسند از اینکه زنان پا از آشپزخانه ها بیرون بگذارند؟

اگر روزی برسد که مادر بفهمد بهشت زیر پایش به خاطر فرزندی است که حقی از آن ندارد آن روز چه می شود؟ اگر روزی برسد که مادر بفهمد تمام زندگی خود را صرف رشد و آسایش مردی کرده است که می تواند با کوچکترین احساس یکنواختی او را با زن جوانتری جایگزین کند آیا باز هم خواهان بهشت موعود خواهد بود؟

مادران ما آنقدر خانه داران خوبی بودند که وقتی برای فکر کردن به حقوق خود نداشتند و حتی حقی برای خود متصور نبودند. مادران ما همواره داشتن سایه یک مرد (پدر برادر همسر) را لازمه ادامه حیات خود می دانستند. اما دختران ما بهشت موعود مادران را نمی خواهند. آنها دانشگاه را تنها راه نجات و رهایی از زیر بار سنگین سایه مردان یافته اند و این تنها راه نجات را رها نخواهند کرد.

به دخترم می آموزم که آغوش مادرانه تو محل پرورش عشق توست نه طناب اسارت تو. به دخترم می آموزم که شوهر تو دوست و همراه توست نه راهبر تو.

...