Justice


نه عادلانه نه زیبا بود جهان پیش از آنکه ما به صحنه برآییم.به عدل دست نایافته اندیشیدیم و زیبایی در وجود آمد. شاملو


آرشیو وبلاگ
تماس با نویسنده


لینک دوستان
What is the freehug?
CINEMAAZAD
بی خوابی
جایی برای پاهای دراز من
دلبستگی
يادداشت آزاد
روسپيگری
مسيح علي نژاد
پیامبری از رمادی
سخنان ناگفته من
له کده
روانپريش
اتاق تمام فلزی
ويارهای پسری آبستن
بازی آخر
يه امردادی از آفتاب
غم خاطره
همه سخت گيری های من
A Small Good Thing
ليمو بانو
دروغ
یادداشت های یک حشره
وغ وغ ساهاب
مکتوب
کام تلخ
تازه وارد قدیمی
خورشید بانو
آن شیخ راست کرده
قصه های عامه پسند
stripped off
logs
تغییر برای برابری
نیما دهقانی
مینیمال های من
قاووت
Enough is not Enough
DESERTER
پشم الدین
Ranitidine
دیفال مستراح
وصله ی ناجور
خود خودم
دومینو
ِDead Man
F.u.c.k.ing Wasted
کدئین
مملکته داریم؟
کوتلاس
آک
پریود مغزی
من اگه خدا بودم

آرشیو
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦


آمار و خروجی وبلاگ
  rss 2.0  



لوگوی دوستان
وبلاگ فارسی

خلأ

دلش می خواست تا ابد همونجا بشینه و سیگار بکشه.هفتمین سیگاری بود که دود می کرد.با هر پک تمام زندگی رو تو ریه هاش می کشید و سرشار از لذت می شد. دود رو به انواع و شکل های مختلف بیرون می داد. با حلقه هایی که از دود می ساخت بازی می کرد. دود پیچ و تاب می خورد و تو هوا محو می شد. هوای پارک تازه و خنک بود و آفتاب کم رمقی تنشو گرم می کرد.

...
از وقتی وارد پارک شده بود تمام حواسش پیش زنی بود که روی نیمکت روبرو مشغول دود کردن سیگار بود. حالت زن موقع پک زدن و بیرون دادن دود قلقلکش می داد. به شدت دلش می خواست تو یکی از سیگارهای زن باهاش شریک بشه. بالاخره دل رو به دریا زد و از جاش بلند شد. چند قدم بیشتر جلو نرفته بود که چشمش به عصای سفیدی افتاد که کنار زن به نیمکت تکیه داده شده بود. نگاهی به چشم های زن انداخت و راهش رو کج کرد و از مقابل زن گذشت.

  1. از خودم بدم اومده. دیر به دیر آپ می کنم، دیر به دیر به دوستام سر می زنم، حس نوشتن ندارم و بدتر اینکه هرچی که می نویسم به سرعت ازش بدم می یاد.
  2. چشم های سبز یا آبی خیلی اذیتم می کنه
...