Justice


نه عادلانه نه زیبا بود جهان پیش از آنکه ما به صحنه برآییم.به عدل دست نایافته اندیشیدیم و زیبایی در وجود آمد. شاملو


آرشیو وبلاگ
تماس با نویسنده


لینک دوستان
What is the freehug?
CINEMAAZAD
بی خوابی
جایی برای پاهای دراز من
دلبستگی
يادداشت آزاد
روسپيگری
مسيح علي نژاد
پیامبری از رمادی
سخنان ناگفته من
له کده
روانپريش
اتاق تمام فلزی
ويارهای پسری آبستن
بازی آخر
يه امردادی از آفتاب
غم خاطره
همه سخت گيری های من
A Small Good Thing
ليمو بانو
دروغ
یادداشت های یک حشره
وغ وغ ساهاب
مکتوب
کام تلخ
تازه وارد قدیمی
خورشید بانو
آن شیخ راست کرده
قصه های عامه پسند
stripped off
logs
تغییر برای برابری
نیما دهقانی
مینیمال های من
قاووت
Enough is not Enough
DESERTER
پشم الدین
Ranitidine
دیفال مستراح
وصله ی ناجور
خود خودم
دومینو
ِDead Man
F.u.c.k.ing Wasted
کدئین
مملکته داریم؟
کوتلاس
آک
پریود مغزی
من اگه خدا بودم

آرشیو
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦


آمار و خروجی وبلاگ
  rss 2.0  



لوگوی دوستان
وبلاگ فارسی

در زنانه

مرد زار می گریست. آنچنان گریه سر داده بود که تمام مسجد را به گریه وا می داشت. مادر زینت صدای گریه دامادش را از مردانه می شنید و خودش را محکم تر چنگ می زد، نمی خواست جلو دامادش کم بیاورد. خواهر زینت از فریاد و فغان مرد آنقدر متحیر بود که وقت نداشت مثل دیروز ساعتی پنج بار غش کند. آخر می دانست که این یک سال اخیر زینت بیشتر اوقات را در خانه مادرش می گذراند و رابطه خوبی با شوهرش نداشت.

آن طرف مجلس زینب خانم، زن همسایه صورتش را زیر چادر پنهان کرده بود و چشمانش غرق اشک بود. هفته پیش را به یاد می آورد که به شوهرش گفته بود: می رم از زینت خانم دو تا تخم مرغ بگیرم. یاد آوری آن روز دلش را آتش زد. با هر ناله ای که از مردانه شنیده می شد شانه های زینب از شدت گریه می لرزید. کار به جایی رسید که برایش آب قند آوردند! آخر فقط او و مرد می دانستند که مرگ زینت پایان تمام دیدارهایی بود که به بهانه گوجه و تخم مرغ در رخت خواب زینت انجام می شد.

پ ن: اگه یه وقت یه کسی یه جایی یه پازلی(از ۵٠٠ تیکه به بالا) داره که داره خاک می خوره، من داوطلبانه براش درستش می کنم!

...