Justice


نه عادلانه نه زیبا بود جهان پیش از آنکه ما به صحنه برآییم.به عدل دست نایافته اندیشیدیم و زیبایی در وجود آمد. شاملو


آرشیو وبلاگ
تماس با نویسنده


لینک دوستان
What is the freehug?
CINEMAAZAD
بی خوابی
جایی برای پاهای دراز من
دلبستگی
يادداشت آزاد
روسپيگری
مسيح علي نژاد
پیامبری از رمادی
سخنان ناگفته من
له کده
روانپريش
اتاق تمام فلزی
ويارهای پسری آبستن
بازی آخر
يه امردادی از آفتاب
غم خاطره
همه سخت گيری های من
A Small Good Thing
ليمو بانو
دروغ
یادداشت های یک حشره
وغ وغ ساهاب
مکتوب
کام تلخ
تازه وارد قدیمی
خورشید بانو
آن شیخ راست کرده
قصه های عامه پسند
stripped off
logs
تغییر برای برابری
نیما دهقانی
مینیمال های من
قاووت
Enough is not Enough
DESERTER
پشم الدین
Ranitidine
دیفال مستراح
وصله ی ناجور
خود خودم
دومینو
ِDead Man
F.u.c.k.ing Wasted
کدئین
مملکته داریم؟
کوتلاس
آک
پریود مغزی
من اگه خدا بودم

آرشیو
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦


آمار و خروجی وبلاگ
  rss 2.0  



لوگوی دوستان
وبلاگ فارسی

Breakpoint

دیدین آدم گاهی چقدر دلش می خواد دقیقا کاری رو بکنه که بقیه ازش انتظار ندارن ، یه کاری که یه جورایی بوی خلاف بده، بعضی ها خلاف های گنده و بعضی ها هم خلاف های کوچیکتر. نمی دونم اصلا اسمشو می شه خلاف گذاشت یا نه. آدم دوست داره بزنه به رگ بی خیالی ، مثلا وقتی تو راه دانشگاه هست و هوا خوبه و همراهان باب میل، چه کاری بهتر از اینکه به جای دانشگاه از شمال سر در بیاره. وقتی هم که وسط های جاده چالوس یاد درس و کلاس و امتحان می افته با خودش بگه به جهنم فوقش می افتم دیگه. می ری لب دریا می شینی و یه قلیونی می کشی و کلی با هوا و کله خرابی خودت حال می کنی و سالم و بی دردسر هم برمی گردی خونه. هیچ کس بویی نمی بره و امتحان پایان ترمتم با 12 یا 13(به جای 14 15) پاس می کنی. چرا که نه؟ آدم چرا نباید از این کله خرابی ها بکنه؟ درسته که هرگونه خلافی خطر داره ولی آدم می تونه خلاف هایی رو انتخاب کنه که به ریسکش می ارزه. شاید اگه یه مامان یا یه بابا این حرف ها رو بشنوه بگه تو جوونی و کلت هنوز باد داره. خوب آره، جوون باید کلش باد داشته باشه دیگه، اگه الان این کارها رو نکنه وقتی پیر شد افسوس می خوره که چرا از جوونیم استفاده نکردم. خیلی از آدم ها هستن که هم به رشد مغزشون می رسن هم به عشق و حالشون. عشق و حال ممکنه به نظر معنی بدی داشته باشه ولی در واقع اصلا بد نیست، عشق و حال ، واقعا کدومش بده؟؟ 

اصولا من خودم دوست دارم همه چیزو تجربه کنم البته این که می گم همه چیز به معنی 100% نیست ولی دلم می خواد تا جایی که عقلم بهم ok می ده جلو برم. این تجربه ها ممکنه گاهی نتیجه منفی داشته باشه مثلا ممکنه تو یکی از این دفعات شمال رفتن وسط راه پلیس بهت گیر بده و اذیت کنه ولی بهتر از اینه که آدم به خاطر این ترس هیچ وقت به جای دانشگاه نره شمال. حالا شمال یه مثال ساده بود ولی خیلی امکانات دیگه هم هست که آدم می تونه ازشون برای عشق و حال استفاده کنه. مرز خطر رو آدم خودش می تونه تشخیص بده و پاشو از اون جلوتر نذاره ولی فاصله ای که تا مرز هست باید طی بشه، و در ضمن فراموش نشه که هر عشق و حالی هزینه داره که حداقلش یه نمره از دست رفته تو امتحان پایان ترمه.

 

...