Justice


نه عادلانه نه زیبا بود جهان پیش از آنکه ما به صحنه برآییم.به عدل دست نایافته اندیشیدیم و زیبایی در وجود آمد. شاملو


آرشیو وبلاگ
تماس با نویسنده


لینک دوستان
What is the freehug?
CINEMAAZAD
بی خوابی
جایی برای پاهای دراز من
دلبستگی
يادداشت آزاد
روسپيگری
مسيح علي نژاد
پیامبری از رمادی
سخنان ناگفته من
له کده
روانپريش
اتاق تمام فلزی
ويارهای پسری آبستن
بازی آخر
يه امردادی از آفتاب
غم خاطره
همه سخت گيری های من
A Small Good Thing
ليمو بانو
دروغ
یادداشت های یک حشره
وغ وغ ساهاب
مکتوب
کام تلخ
تازه وارد قدیمی
خورشید بانو
آن شیخ راست کرده
قصه های عامه پسند
stripped off
logs
تغییر برای برابری
نیما دهقانی
مینیمال های من
قاووت
Enough is not Enough
DESERTER
پشم الدین
Ranitidine
دیفال مستراح
وصله ی ناجور
خود خودم
دومینو
ِDead Man
F.u.c.k.ing Wasted
کدئین
مملکته داریم؟
کوتلاس
آک
پریود مغزی
من اگه خدا بودم

آرشیو
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦


آمار و خروجی وبلاگ
  rss 2.0  



لوگوی دوستان
وبلاگ فارسی

 

یکی از دوستان مطرح کردن که چرا در ایران زن ها دوست دارن که مردها به اونها وابسته بشن؟ در صورتی که  می دونیم این وابستگی دست و بال هر دو طرف رو شدیدا می بنده و این رفتارها باعث حس تنفر از جانب مرد می شه.

این چند عامل به نظر من مهمترین عوامل در بروز این مسئله هست :

1- در کشور ما همیشه مادرها به دختراشون می گن طوری باید به شوهرت محبت و رسیدگی کنی که شوهرت هیچ کمبودی احساس نکنه و دلش نخواد به زن دیگه ای نگاه کنه. این تربیت باعث می شه که زن به جای نقش همسر بودن، نقش مادر بودن رو برای شوهرش ایفا کنه و حتی اونقدر این تربیت و طرز فکر قوییه که دخترها برای دوست پسرشون هم بیشتر نقش مادر دارن تا دوست دختر. این طرز رفتار به نظر من می تونه برای مرد نفرت انگیز باشه. اینکه مرد احساس کنه همسرش مثل مادرش از هر لحاظ مراقبش هست خودش می تونه باعث سردی و حس فرار از سوی مرد بشه.

2- زن با دیدن شرایط بد اجتماعی و تعداد زیاد زنان و دختران فراری که بسیاری از آنها تنها دنبال سرپناهی هستن که می تونن در ازای بدن خود بدست بیارن ، احساس امنیت نمی کنه و تلاش می کنه تا همسرش رو بیش از پیش حفظ کنه.

3- این مسئله تو کشور ما خیلی بیشتر از کشورهای متمدن به چشم می خوره. تو کشورهای پیشرفته می بینیم که زن و شوهر(یا دوست دختر و دوست پسر) همدیگر رو آزاد می زارن و اصلا سعی نمی کنن که طرف مفابل بهشون وابسته بشه. با هم زندگی می کنن و حس صادقانه ای نسبت به هم دارن و از طرفی از اونجایی که زن دارای استقلال مالی هست، هیچ وقت فکر نمی کنه که اگه شوهرم رو از دست بدم چه اتفاقی می افته. چون با فرض از دست دادن شوهر هم اونقدر امنیت مالی و اجتماعی وجود داره که می تونه به راحتی به زندگی خودش ادامه بده و حتی به راحتی فرد دلخواهش رو برای یک زندگی جدید انتخاب کنه (یکی از معضلات زنان در کشور ما و مخصوصا بعد از طلاق، انتظار برای انتخاب شدن هست که معمولا منجر به ازدواج مجدد با فواصل سنی زیاد می شه). اما در کشور ما از دست دادن شوهر(چه طلاق، چه زن دوم و صیغه و ...) برای یک زن بسیار سخته ، چون در صورت طلاق که خوب همه می دونن شرایط یک زن تنها بعد از طلاق از لحاظ اجتماعی به چه صورت هست (تازه اگه با توجه به قانون حق طلاق و وضعیت اقتصادی بعد از طلاق بتونه طلاق بگیره) اگر هم طلاق نگیره یک زندگی به معنای واقعی سگی رو باید تحمل کنه و دم نزنه.

 4- تعداد بسیار زیادی از دخترها به خاطر فرار از محیط خونه و محدودیت های اون و مخصوصا زورگویی های پدر ، تمایل زیادی به ازدواج دارن. چون تنها راه نجات رو ازدواج و یا قبولی در دانشگاه می بینن و وابسته کردن پسر به خودشون رو گام اول برای رسیدن به هدف(ازدواج) می دونن.

تمام این فاکتورها دست به دست هم می دن تا شرایطی پیش بیاد که مردان شدیدا از اون فراری هستن و البته همین حس فرار نتیجه معکوسی به همراه داره.

پی نوشت: هر یک از فاکتورهای گفته شده برای قشر خاصی از جامعه صادقه و در مورد همه زنان صدق نمی کنه. مثلا مورد دوم ممکنه به نظر خیلی احمقانه و بی ارزش برسه اما در بین بعضی اقشار تفکر بسیار رایج و موثریه.

 

 

 

...