دخترک کبریت فروش

هوا سرد بود و برف می بارید. مردم با سرعت به سمت خانه هایشان در حرکت بودند و هیچ کدام توجهی به نگاه التماس آمیز دخترک کبریت فروش که جعبه های کبریت را در دست های قرمز و یخ زده اش گرفته بود، نداشتند.

پاهای کوچک دختر در برف گیر می کرد و نمی توانست پا به پای مردم راه برود. هوا تاریک شده بود و هنوز جعبه های زیادی بود که او باید می فروخت. در همین هنگام مرد شیک پوشی را دید که از کنارش می گذشت. دخترک آرام گفت:آقا کبریت می خواهید؟ مرد ایستاد، لبخند مهربانی زد و همانطور که کیف پولش را از جیبش درمی آورد گفت: تو داری از سرما می لرزی.من پول کافی دارم، همه کبریت هایت را می خرم. برق شادی در چشمان دخترک درخشید. نزدیکتر رفت و لگد را به همان جایی زد که پدرش یادش داده بود. کیف پول را قاپید و در یک چشم بهم زدن ناپدید شد.

پ ن١: بعضی آدم ها واقعا مصداق بارز بعضی فحش ها هستند. از آن فحش ها!

پ ن٢: راستی سریالی که می دیدم ٢۴ بود .

/ 28 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
م.ش

بیانیه ی آغاز به کار «همگرایی جنبش زنان برای طرح مطالبات در انتخابات» چرا ائتلاف در زمانه انتخابات؟ ما، بخشی از جنبش زنان ایران، به عنوان کنشگران جامعه ی مدنی در عرصه های گوناگون صنفی، مطبوعاتی، سازمان های غیردولتی، احزاب، و از درون کمپین های متعدد، طی سالیان گذشته راه های گوناگونی را برای تحقق خواسته های زنان پیموده ایم و هرگاه ضرورت اقتضا می کرده، برای تحقق این خواسته ها در کنار هم گام برداشته ایم. امروز نیز مصمم شده ایم، به منظور ارائه ی بخشی از مطالبات خود و زنان سرزمین مان، با بهره گیری از فضای انتخاباتی، ائتلاف دیگری را شکل دهیم. هدف این ائتلاف صرفا طرح مطالبات زنان است و درصدد حمایت از کاندیدایی خاص یا مداخله در حق شهروندان برای مشارکت یا عدم مشارکت در انتخابات نیست، بلکه در پرتو این کنش دسته جمعی: ـ ما می خواهیم گفتمان «دولت ـ مردانه» را، که معمولا در فضای انتخابات غلبه دارد، از راه مسالمت آمیز به سمت تحقق نیازهای جامعه ی مدنی و به خصوص مطالبات معوق مانده ی زنان سوق دهیم. ـ ما می خواهیم از طریق کنش جمعی خویش، مسئولان را متوجه کنیم که باید، نه فقط به لایه های راس هرم

م.ش

جامعه و کسب مشروعیت هستند، باید در قبال آن برای تحقق مطالبات و خواسته های آنان نیز تلاش کنند. ـ ما می خواهیم از این طریق نشان دهیم که اگر «نیک بنگریم»، در سخت ترین شرایط اجتماعی و سیاسی هم میتوان شهروندی تاثیرگذار بود و برای زندگی بهتر و عادلانه تلاش کرد، ولی تحقق این امر مشروط به آن است که ما زنان بتوانیم و ثابت کنیم که از ظرفیت، هوشیاری و جسارت آزمودن راه های گوناگون مدنی برخورداریم. زیرا تجربه نشان داده که هر فضا و روزنه ای که زنان واگذاشته اند، بلافاصله با حضور "زن ستیزان" فتح شده و زندگی یکایک زنان کشور را بیش از پیش دستخوش تبعیض ها و محدودیت های غیرانسانی و رفتارهای خشونت بار کرده است. به دنبال چه هستیم؟

م.ش

برابری حقوقی و رفع تبعیض های جنسیتی، قومی و طبقاتی جوهر و شالوده ی مشترک مطالبات زنان در تمامی اقشار جامعه است. زنان ایران از طبقات و گروه های گوناگون اجتماعی، با این باور که ساختارهای اجتماعی در شرایط و روابط جنسیتی تاثیر دارد، همواره همدوش مردان، برای دستیابی به دموکراسی، آزادی های فردی و مدنی و حقوق شهروندی مبارزه كرده اند و از این روست که امروز نیز مانند گذشته در کنار دیگر گروههای اجتماعی، علاوه بر درخواست های مشخص خود، خواستار به رسمیت شناختن و تحقق آزادی های عمومی مصرح در قانون اساسی از جمله آزادی بیان، آزادی اجتماعات و... و همچنین توقف فشارهای گوناگون بر زنان، دانشجویان، کارگران، معلمان، اقوام و مذاهب گوناگون هستند. اما از سوی دیگر نیز می دانند که برابری جنسیتی پیش شرط تحقق دموکراسی، توسعه ی پایدار و دستیابی به جامعه ای سالم، انسانی و عاری از خشونت، فقر و بی عدالتی است. از این رو ما، زنان و مردان ایرانی، با اعتقاد به اینکه بدون رفع تبعیض از زندگی زنان، هیچ جامعه ای به دموکراسی و عدالت ـ این دو آرمان همیشگی جامعه ی ایرانی ـ دست نخواهد یافت، از کاندیداهای ریاست جمهوری می خواهیم در سیاست ها و برنامه ها

م.ش

می دانیم که تغییر یا اصلاح قوانین تبعیض آمیز در حوزه ی اختیارات ریاست جمهوری نیست، اما به این امر نیز واقف ایم که اگر هیئت دولت آینده به اصل برابری زنان کشور پایبند باشد و آن را از وظایف خود بداند می تواند با امکانات و مجموعه ظرفیت های خود در جهت رفع تبعیضات قانونی علیه زنان اقدامات بسیار موثری انجام دهد و برای آن که مردم و نیز مجلس بتوانند در جهت تغییر قوانین مدنی و جزایی تلاش کنند، باید در وهله ی اول با گنجاندن «اصل برابری جنسیتی بدون قید و شرط» در قانون اساسی این امکان را فراهم آورد. چه خواهیم کرد؟ ما برای طرح و گسترش مطالبات زنان در میان مردم و مسئولان، هر اقدامی را که لازم باشد، در حد توان و امکانات خود در سه سطح مردم، جامعه¬ی مدنی و کاندیداها، انجام خواهیم داد و امیدوار هستیم که بتوانیم حداقل در فضای انتخابات به بسط خواسته¬ها و مطالبات زنان در سطح جامعه و در میان مسئولان تلاش کنیم و با تحقق دو مطالبه¬ی کلیدی ذکر شده، در جهت نیل به سایر درخواست¬های زنان نیز قدم برداریم. و اما چگونه؟ ما در این حرکت مسالمت آمیز و دسته جمعی سعی خواهیم کرد با توافق هرچه گسترده¬ت

م.ش

activistwomenforum@gmail.com امضا کنید این بیانیه را

بهروز

کارزار آزادی بهروز جاوید تهرانی کمیساریای عالی حقوق بشر کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا سازمان عفو بین الملل سازمان دیدبان حقوق بشر تصور کنید ده سال، بیست سال، یک عمر شلاق, شکنجه ,سلول انفرادی جانشین یک نوازش مهربانانه باشد. محروم بودن از عشق مادر، فرزند، همسر و دوست، خود یک شکنجه روحی و روانی است که اگر آمیخته با شکنجه های جسمی باشد، غیر قابل تحمل خواهد بود، حتی برای یک روز. تصورش حتی در ذهن انسان هم نمی گنجد و این است سرنوشت زندانیان سیاسی در زندان های ضد بشری جمهوری اسلامی حاکم در ایران.

بهروز

کارزار آزادی بهروز جاوید تهرانی کمیساریای عالی حقوق بشر کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا سازمان عفو بین الملل سازمان دیدبان حقوق بشر تصور کنید ده سال، بیست سال، یک عمر شلاق, شکنجه ,سلول انفرادی جانشین یک نوازش مهربانانه باشد. محروم بودن از عشق مادر، فرزند، همسر و دوست، خود یک شکنجه روحی و روانی است که اگر آمیخته با شکنجه های جسمی باشد، غیر قابل تحمل خواهد بود، حتی برای یک روز. تصورش حتی در ذهن انسان هم نمی گنجد و این است سرنوشت زندانیان سیاسی در زندان های ضد بشری جمهوری اسلامی حاکم در ایران.

بهروز

کارزار آزادی بهروز جاوید تهرانی کمیساریای عالی حقوق بشر کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا سازمان عفو بین الملل سازمان دیدبان حقوق بشر تصور کنید ده سال، بیست سال، یک عمر شلاق, شکنجه ,سلول انفرادی جانشین یک نوازش مهربانانه باشد. محروم بودن از عشق مادر، فرزند، همسر و دوست، خود یک شکنجه روحی و روانی است که اگر آمیخته با شکنجه های جسمی باشد، غیر قابل تحمل خواهد بود، حتی برای یک روز. تصورش حتی در ذهن انسان هم نمی گنجد و این است سرنوشت زندانیان سیاسی در زندان های ضد بشری جمهوری اسلامی حاکم در ایران.

بهروز

در زندان های گوناگون ایران زیر نظارت دولت جمهوری اسلامی نه تنها قطع اعضای بدن، در آوردن چشم ها، شلاق زدن، سنگسار و اعدام صورت می پذیرد، بلکه زندانیان سیاسی جانشان کمترین ارزشی برای دولت حاکم ندارد. اخیرا این نظام ضد بشری جسورانه اقدام به قتل های مشکوک زندانیان سیاسی بی پناه در زندان های ایران به ویژه زندان مخوف گوهر دشت و اوین کرده است. طی ماه های اخیر دو زندانی سیاسی به طور بسیار مشکوک در این زندان ها به قتل رسیدند و هیچ کس پاسخگوی این جنایات نیست. امیر حشمت ساران زندانی سیاسی و امیدرضا میرصیافی وبلاگ نویس از جمله این قربانیان هستند

بهروز

در زندان های گوناگون ایران زیر نظارت دولت جمهوری اسلامی نه تنها قطع اعضای بدن، در آوردن چشم ها، شلاق زدن، سنگسار و اعدام صورت می پذیرد، بلکه زندانیان سیاسی جانشان کمترین ارزشی برای دولت حاکم ندارد. اخیرا این نظام ضد بشری جسورانه اقدام به قتل های مشکوک زندانیان سیاسی بی پناه در زندان های ایران به ویژه زندان مخوف گوهر دشت و اوین کرده است. طی ماه های اخیر دو زندانی سیاسی به طور بسیار مشکوک در این زندان ها به قتل رسیدند و هیچ کس پاسخگوی این جنایات نیست. امیر حشمت ساران زندانی سیاسی و امیدرضا میرصیافی وبلاگ نویس از جمله این قربانیان هستند