تاکسی

دختر اول: یادته سری پیش که سوتی داد، چه جوری به دست و پامون افتاده بود؟

دختر دوم(با صدای آروم): آره.دختره […] تا حالا تو عمرش بالاتر از پیکان سوار نشده بود، حالا یه دوست پسر پیدا کرده که پرشیا داره دیگه رو زمین بند نیست.

دختر اول(با صدای آرومتر): اگه ببینمش یادش می یارم که دو ماه پیش چه جوری عین سگ از این مطب به اون مطب می رفت تا یه جای ارزون پیدا کنه که توله سگشو سقط کنه.

دختر دوم می ره تو فکر، انگار داره خاطرات اون روزهارو مرور می کنه.

دختر اول: راستی از اون پسره که لیلا رو پیچوند چه خبر؟

دختر دوم: لیلا یه مدت حال نداشت بعدم یادش رفت، دیگه نمی دونم چی شد.دختره عوضی به این بهانه ازم 20 تومن گرفت و غیبش زد.تازه ریمل منم دودر کرد.

رادیو: اجلاس سران کشورهای حوزه دریای خزر با موفقیت در تهران به پایان رسید.

راننده تاکسی(رو به مسافر جلویی): دیدی داداش من، دریای خزر هم پشت درهای بسته دادن رفت.خوبه دیگه ، آتیش زدیم به مالمون.

مسافر جلویی(با حواس پرتی): بله،بله

دختر اول: آقا می شه صدای رادیو رو کم کنید؟

راننده نمی شنوه و عکس العملی نشون نمی ده.

دختر اول(زیر لب) : مرتیکه کر.

موبایل مسافر جلویی زنگ می زنه.

مسافر جلویی: چشم،گفتم که.تا هفته دیگه حسابمو پر می کنم. تو که این همه صبر کردی یه هفته هم روش، جون بچه ت...

راننده سر جریان دریای خزر هنوز به نظر بی تاب می یاد.

راننده(رو به من از تو آینه): خانم به جون همین یه دونه پسرم _ عکس پسرش رو چسبونده اون جلو، کنار عکس مهناز افشار و یه هنرپیشه هندی _ صبح تا شب سگ دو می زنم ولی جواب نمی ده، اونوقت آقایون می رن لبنان و فلسطین خیرات می کنن.همه ملت گرفتارن، من اسیر، این آقا اسیر(اشاره به مسافر جلویی که هنوز با تلفن مشغوله)، به مسافر های پشتی نگاه می کنه، دوست داره بگه این خانم اسیر ،ولی به قیافه دو تا دخترها نمی خوره زیاد اسیر باشن، نگاهشو می چرخونه رو من و ادامه می ده، همه اسیر.

نگاهمو از نگاهش می دزدم بلکه بی خیال سخنرانی بشه.یه لحظه سکوت برقرا می شه،همه تو فکرن، چه فکرهای متفاوتی.دوباره نگاه راننده می چرخه رو من،هول می شم، با عجله می گم مرسی آقا من همینجا پیاده می شم.

/ 20 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شاه رخ

همه چی تکراری شده حتا حرفاي توي تاکسيا نويسا باشی

soushians

salam matni ke khoondim fek nakonam ye taas baraye nevisandegi bood.dar vaghe noei nevehstan baraye neveshtan bood. ehtyaji be form dehie khasi nabood. dialog haa herfe ee boodan,amma faza sade bood.in ye paradoxe ghashang midad. man khsoam oomad. take care

دانيال

جايزه ؟؟؟ بيستم شدن تو بلاگ حاجيت کلی افتخاره اونوقت جايزه هم ميخوای ؟؟؟؟؟!!!!!!! خجالت نمی کشی ؟ می کشی ؟ بکش ....

الينا

کيش و مات!! خوابيدی؟ کی به کی ميگه ها

قربونت. به نظرت اين خوبه که کسی اول مشهور بشه بعد شعرهاش ديده بشه يا نه؟ به نظر من که زياد خوب نيست چون اون وقت خيليا خيال می کنن اگه گفتن شعراش خوبه به خاطر اينه که مشهوره!!!

آزاد

ممنون به نظرت اين خوبه که يکی اول مشهور بشه بعد شعراش ديده بشه؟ به نظر من که اصلا خوب نيست چون اون وقت خيليا خيال می کنن اگه گفتن شعراش خوبه به خاطر شهرتشه!!!

آزاد

بازم اولی بدون نام اومد می تونی پاکش کنی مال من بود

هامان

خوشم اوووومد. هنوز کمابيش ميزنی تو خال. خوشم می ياد از قلمت ولی به کسی نگو! بيشتر بنويس.

مسيح علی نژاد

كلماتي از اين تصوير ساز تر مي خواهي دختر ... من اينجاي صداي كلمات را لحتي مي شنوم كه لاي دندانهايت گير مي كنند و تو هي به بلعيدن شان ادامه مي دهي ...دلچسب است و تو هم خوب اين را مي داني ...پس به عشقبازي ات با كلمات ادامه بده دوست خوبم كه حسودي هم لذتي دارد در اين ميانه نازنين...