خواب نوشین

           TinyPic image

بچه ها از بالا خبر دادن که تا چند دقیقه پیش تو حموم بوده ولی الان انگار تو اتاقه.اگه اینجوری باشه پس بیچاره بچه هایی که سری پیش اعزام شدن حتما همگی شهید شدن. تعدادشون هم خیلی زیاد بود. خیلی وقت بود دسته به این بزرگی اعزام نشده بود. آب تو حموم به کسی رحم نمی کنه لاکردار. اگه تو حموم بچکی با آب قاطی می شی و حسابت با کرام الکاتبینه... مقامات بالا گفتن امشب اعزامی زیاد داریم ،خدا به هممون رحم کنه. اتاق هم جای خوبی نیست، می چکی و می افتی رو زمین بعدم یا زیر پا له می شی یا بخار می شی می ری هوا ،اگرم نیفتی، قاطیه عرق روی صورت و گردن می شی ، مردمان بدی نیستن ولی خدا منو ببخشه خیلی بو می دن ... 

از همه بهتر بالشه. اگه رو بالش بچکی می ری لای تار و پود پارچه و بعد هم می رسی به یه جای گرم و نرم که پر از پره. اونجا دیگه جا و مکانت معلومه. یه جوری موندگار می شی که طرف هر وقت نگاهش به بالش بیفته یاد اشک هایی که روش ریخته می افته. فقط دعا کن یارو از این تیتیش مامانیا نباشه که اشکاشونو با دستمال پاک می کنن، چون اگه اینجوری باشه مستقیم می ری تو آشغال دونی...

پ ن1: پر اول را پُر و پر دوم را پَر بخوانید. 

پ ن2: من نمی دونستم تیتیش مامانی رو چه جوری می نویسن؟!

/ 40 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امير خ

این پست منو بخوان یه جورهایی شبیه به این نوشته تو است که خوب هم بود در ضمن نوشته ات...

فراسوی نيک و بد

تو بايد خيلی نوع دوست باشی که با ديدن يه سگ تپش قلب بگيری شيدا جان

فراسوی نيک و بد

اولا همه ی موجودات در کل از يه نوع هستند. تو سگ و گاو و ملخ نداره. ولی من آدمی رو نديدم که با سگ عشق بازی کنه !

آزاد

ياد فيلم وودی آلن افتادم: «همه آنچه شما خواسته ايد درباره ی سکس بدانيد». منتها اون جا شرح حال اسپرم ها بود نه اشک ها! حسابی خلاقيت داری به خرج می دی ها. خوشحالم که تخيلت رو اينطور رها گذاشتی و از همه مهمتر اينکه با شور و علاقه می نويسی. تو وقت شعر گفتن بهم می گفتی من حالا بهت می گم: هميشه اينطور نيست ها... قدرشو بدون.

آزاد

به افتخارت اصلا يه پست فقط عکس خالی گذاشتم

نويد

پاراگراف اولت رو دوباره بخون. خيلی ربط پيدا می کنه به مسايلی چون ساختن بچه و اين حرفا. من که داشتم به وجد ميومدم که اين خطوط رو يک خانوم نوشته باشه!