بیداری

دختر گفت: اگر من را می خواهی باید هفت مرده را بشویی و کفن کنی. آنوقت من مال تو خواهم بود.

پسر رفت و در روستای کوچکی مشغول مرده شویی شد. آنقدرها هم که فکر می کرد سخت نبود. هر روز به یاد دختر بود و در تب عشقش می سوخت. ۶ پیرمرد ده طی ۶ماه مردند و نفر هفتم جوان رعنایی بود که در تصادف رانندگی جان سپرده بود. پسر با شور و نشاط عازم غسالخانه ده شد. این آخرین گام تا رسیدن به دختر بود و بعد از آن می توانست با دختر ازدواج کند.

با دیدن جنازه مرد جوان، چنان شعله ای در وجودش زبانه گرفت که دختر و تمام یاد و عشق او در دلش سوخت و خاکستر شد. همان لحظه فهمید که عشق دختر کشک بوده و کسی که این چنین عاشق جنازه مردی شود حتما که همجنس گرای تمام عیاری است!

پ ن١: برگرفته از فیلم چرند محیا.

پ ن٢: بیشتر چشمای رنگی اذیتم می کنه.

/ 16 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شیخ

جدى اين فيلم بوده؟!

Ali

قول مي دم اگه جنازه ي اون بوزينه اي كه به جاي اينكه سپور باشه داره زر زر مي كنه رو رو نخنه ي مردشور خونه ببينم همجنس گرا شم. راه داره؟

Ali

سو نفاهم نشه! منظورم ريس دولت مهرورز نيستا. منظورم يه بوزينه ي سپوره. ايشون كه دكترن و ديپلم دارن.

دیوید

پس چقدر فیلم مزخرفی[نیشخند] پس تمام علت و معلول ها هم کشک بوده! من اما چشم های خاکستری رو دوست دارم.

logs

گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی چون نیک بدیدم به حقیقت به از آنی حافظ

پرهام

درود عجبا .. تو هم ! حالا باز گیر دادی به چشمهای رنگی ؟ بدرود

شیک پوش

...محیا ..؟ یادم باشه حتما این فیلم رو ببینم

آقارخ

يعني واقعا ممكنه آدم يهويي در سن سي و چند سالگي مثلا متوجه بشه همجنس بازه و نمي دونسته ؟ سلام بعدشم تبريز نبايدم گدا داشته باشه توي اون سرما كي مي تونه گدايي كنه؟

آزاد

نظرت همونه! عجب اوضاعیه دانیال می گه با تیکه تیکه کردن آدمای داگویلی حال می کنه تو می گی با اعتقاد به نژاد برتر و تفکر نژادپرستانه میونه خوبی داری. منم که احتمالا فاشیست دینی ام چون با دموکراسی مطلق -نه مشروط- مخالفم! خدا به دادمون برسه با این ترکیب رفاقتی عجیب و غریبمون !!![تعجب]

آزاد

عجب! همان مرده شویی برازنده اش است! اٍهٍم.