خروس و افرا

گفت :  بزرگتر بود فکر می کنی می کرد؟

گفتم : بزرگتر بود تجربه اش زیادتر بود، جراتش کمتر.

گفت : فکر می کنین این جور؟

گفتم : تقریبا یقین دارم این جور. نه ، یقین دارم این جور. فقط با ، گاهی تک و توکی استثنا . تو می کردی؟

چیزی نگفت.

گفتم : تو می کردی؟ بودی تو می کردی؟

ساکت ماند.

گفتم : بی سبک سنگین ! فکر نکن . بگو.

گفت : فکر به این نمی کردم.

گفتم : به چه می کردی؟

گفت : همچین به بعدها.

گفتم : از الانه می گفتم، از کاری که الان شد.

گفت : الان مقدمه بعدها نیس مگر؟

گفتم : تو واقعا فکر بعدها بودی ، هسی ؟

گفت : مگر چه مه من ؟ به فکر بعد، به فکر عاقبت کارهای این جوری، بچه های این جوری- وقتی بزرگ بشن.

گفتم : بزرگ میشن.

گفت : خطرناکه.

گفتم : خطرناک شده بزرگ شدن ؟

گفت: بدجوری بزرگ شدن ، کج بزرگ شدن، عادت کردن به زشتی و به خشونت.

گفتم : این خشن نبود. حسش بود.

گفت : حس ساده خطرناکه.

گفتم : طفلکی معصوم بود.

گفت : معصوم بودن خطرناکه.

گفتم : په ! بپا یه دقیقه بعد نگی گناه داره معصوم بودن.

خروس

ابراهیم گلستان

پ ن: دست دانیال عزیزم درد نکنه که زحمت آپ کردن وبلاگم این دفعه افتاد گردنش

و اما افرا(بهرام بیضایی)

دوسش داشتم.از همه بیشتر از شخصیت پاسبان خوشم اومد.یه نکته خیلی خاصش هم برای من حضور 'آقای حکایتی' بود( اسم واقعیشو نمی دونم)،شدیدا دلم می خواست اون کتاب بزرگه رو می گرفت دستش و یه قصه می گفت.

بازیگرها زیاد تپق می زدن و پایان هم به نظرم زیادی کشدار اومد ولی در مجموع حالش را بردیم.

پ ن1: اگر می خوای واقعیت زندگی رو بدونی، صفحه تسلیت روزنامه رو بخون. 

پ ن2: برای اطلاعات تخصصی تر و جزئیات بیشتر به دانیال مراجعه کنید.  

/ 32 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Milad

لينکت کردم لينک کن

نرگس

ممنون عزيز از لطفت...من هم اميدوارم اون روز نزديک باشه

شاه رخ

گلستان خداس مخصوصا ْ‌خروسش

سميه

گفتم : بزرگتر بود تجربه اش زیادتر بود، جراتش کمتر چه بد يه بار قطره می شی يه بار مورچه همشون چرا ريزن؟

مرتضا هدایتی

يه چيز ديگه هم که خداس علاوه بر خروس این آهنگیه که داره پخش می شه : Musica E