همسایه جات

از تاکسی پیاده شدم و از سربالایی کوچه بالا رفتم. یه ماشین از کنارم رد شد که راننده ش داشت با آهنگ "جیگیلی" با صدای بلند حسابی حال می کرد. به خونه که رسیدم جلو در هیاهویی به پا بود. چندتا پارچه رنگی به نرده ها آویزون کرده بودن و دود و بوی اسفند تو فضا پیچیده بود. فهمیدم که همسایه مون از کربلا برگشته.دو تا مرد داشتن یه گوسفند مادر مرده رو با بدبختی از صندوق ماشین بیرون می کشیدن. تو دلم به خودم فحش می دادم که نمی تونستی چند دقیقه زودتر یا دیرتر برسی؟؟

دم در که رسیدم مجبور بودم سلام کنم و صبر کنم گوسفند رو قربونی کنن تا راه ورود باز بشه. یارو همینجور که به گوسفند بیچاره زورکی آب می داد گفت: بر محمد و آل محمد صلوات. هنوز صلوات ملت تموم نشده بود که تمام هیکلشو انداخت رو گوسفند و چاقو رو گذاشت بیخ گلوش. با اینکه سر گوسفند جدا شده بود و خون فواره می زد، اما بدنش هنوز داشت تقلا می کرد. انگار کله بریده گوسفند دل آقای کربلایی رو هم سوزوند که زیر لب گفت: قربون گلوی بریده ت برم یا حسین!

 

/ 16 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دانیال

به قول دکتر هلاکویی چه ملتی هستیم ما که میخوایم مرغ رو بکشیم (حالا اینجا گوسفند) قبلش بهش آب میدیم ... انگاری مرغه میگه دستت درد نکنه که بهم اب دادی قبل از اینکه منو بکشی ... مرسی ... چقدر تو خوبی...گلی ... سنبلی [نیشخند]

نوید

هنوز صلوات ملت تموم نشده بود که تمام هیکلشو انداخت رو گوسفند و چاقو رو گذاشت بیخ گلوش. به اینجا که رسیدم فکر کردم داستان با تجاوز ناگهانی آقای گوسفندکش به گوسفده تموم میشه. خیلی جالب تر بود. اما همینجوری هم قشنگ تمومش کردی.کلی منقلب شدیم و احساسات گوسفنددوستانه مون رو با شور عاشورایی مون رو همزمان به قلیان در آوردی. چه بسا برعکس این هم برای ما اتفاق افتاده از تلویزیون غره رو که می دیدیم یاد عید قوربون میفتادیم. قوربون شما

داوود

من هیچ وقت گوشت قربونی رو نتونستم بخورم ! از گوشت قرمز خیلی خوشم نمیاد.اما می خورم.اما قربونی رو نمی تونم بخورم...

دانیال

هی جیگیلی جیگیلی جیگیلی جیگیلی اخماتو وا کن ...

پرهام

ای شیدا ای شیدا تو هم استعدادشو داریا !! عالی بود بدرود

آزاد

با نمک بود. بخصوص آخرش. از این تشریفاتی که برای کربلایی و حاجی می گیرن اصلا خوشم نمیاد. یعنی چی آخه؟!

بیژن

گوسفندو باید سربرید نمیشه که باهاش خوابید که