دو يادداشت

اين آقا چقدر شبيه من است

اين آقا چقدر شبيه من است

با من مو نمي زند،

فقط سبيل ندارد و سيگار مي كشد

اگر اين قدر شبيه من است،

پس ممكن است خود من باشد،

آدم هم كه از دست خودش ناراحت نمي شود،

پس همين الان سيگارش را مي گيرم

و پرت مي كنم توي جوي آب،

تا او باشد كه ديگر هوا را با دود سيگارش كثيف نكند!

اگر هم ناراحت شد يا شكايتي كرد، مي گويم:

"ببخشيد شما را با خودم اشتباه گرفتم!"

من دوستت دارم

خدا هركسي را كه مثل من خوب باشد، دوست دارد

اما هر كسي را كه مثل تو بد باشد، دوست ندارد

اما من تو را با همه بدي ات دوست دارم

چون دلم برايت مي سوزد، وقتي مي بينم هيچ كس دوستت ندارد!

شل سیلور استاین

/ 15 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آزاد

يادداشت اول: آدم خيلی هم از دست خودش ناراحت می شود مگر اينکه با خودش درگيری نداشته باشد که اگر اينطور بود يا سيگار می کشد يا نمی کشد به همين راحتی/ ضمنا بنا به مکتب سيگاريسم کافکا چون سيگار مزه ی اکسيژن است ملت بايد مديون سيگاری ها باشند که هوا را برايشان بامزه می کنند يادداشت دوم: هی بدک نبود اما زياد هم خلاقيت نداشت همون جوک های ماکسيموم اس ام اسی بيشتر خلاقيت توشه

دانیال

پس از مرگ بیرون پنجره را می دیدم کسوف بود برنج بود و غم بود می گفتم : شب بخیر احمد رضا احمدی

دانيال

ای ول کنسرت .. ای ول مرغ سحر ... ای ول شيدا ... ای ول ماهی يک بار آپ کردنت ...

مسعود

با درود به تو شيدا جان خوشحالم که باز هم آمدی هر چند نا اميدی سوغات اين روزهای خفقان برای همه ماست اما رويداد بزرگی در پيش است آماده باش تا ....